یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

یسنا گلی

ماه مهر و اتفاقات شیرینش

سلام قشنگ مامان خیلی وقته که واست ننوشتم و از شیطنت هات و کارها و شیرین زبونی هات نگفتم واست  شرمنده گل نازم. سعی میکنم همه را جبران کنم . دوشنبه سوم مهر جشن نامزدی خاله فاطمه و عمو سبحان بود اونشب تو خانوم خوشگله از لحظه ورودت به تالار تا آخرین لحظه که اونجا بودیم اصلا یادت رفته بود که مامانی هم داری و همش نگرانته  آخه همش وسط با بزرگترا مشغول رقص و شادی بودی ( به قول خودت نای نای یا لقصیدن). و گاهی هم میرفتی سر میز مامان جونی اینا و دلی از عزا در میاوردی و باز میرفتی و شروع میکردی به نای نای کردن آخر شب هم طبق معمول کاری که تازگیا میکنی چسبیدی به مامان جونی اینا و گفتی من با شما نمیام و میخوام برم خونه اونا . خلا...
7 آبان 1391

تولد مامانی

سلام قند عسل مامان بازم یه غیبت طولانی و بازم شرمنده اون چشای نازتم ماه مهر با اینکه یه ماه پر از خاطره و اتفاقای خوب بود اصلا واست ننوشتم.اما همه رو خوب به خاطر دارم و همین روزا تو یه پست پر بار واست مینویسم. و اما دلیل زرنگ شدن امروزم و نوشتن این پست امروز یعنی ٦ آبان ماه تولدمه.تولد ٢٦ سالگیم                                                         &n...
6 آبان 1391

بابا جونی مهربون و دوست داشتنی

سلام قند عسلم امروز میخوام از بابا جونی واست بنویسم. باباجونی که همه ما عاشقش هستیم و بهترین بابای دنیا واسه ما و بهترین بابا جونی دنیا واسه تو هست. خدا سایه اشون را تا همیشه بالای سر ما نگه داره. گل نازم بابا جونی از خیلی سال قبل به خاطر کوتاهی کردن تو درمان یه سرما خوردگی دچار بیماری آسم شده. اما خداروشکر با مراقبت های مامان جونی خوب هست.و تا مشکل تنگی نفس واسش پیش میاد از اسپری و یا کپسول اینتال میزنه و مشکل حل میشه       بابا جونی بخاطر آسم کلا خوب نمیتونه نفس بکشه و اکثر وقتها بینی اش کیپه. اما پارسال حس کردیم که این کیپ بودن بینی خیلی بیشتر شده و به نظر میاد مشکل از جایی دیگه است  واسه همین مامان ...
10 مهر 1391

یسنا جونم و شهریور

سلام یسنا جونم خیلی وقته واست ننوشتم و تو این مدت هم اتفاقای زیادی افتاده که سعی میکنم همه را به یاد بیارم  و بنویسم واست روز شنبه یازدهم شهریور تولد حسین بود که جمعه شب برگزار شد.خاله میترا و دایی حجت چون حسین دوست داشت تولدش بیرون از خونه باشه واسش اول هفت باغ جشن گرفتن و همه رفتیم اونجا و کلی هم  خوش گذشت حسین جون 6 سالش تموم شد و امسال باید بره کلاس اول  ما هم واسش یه چراغ مطالعه خوشمل که پایه اش یه توپ بود هدیه بردیم تا وقتی میخواد درس بخونه ازش استفاده کنه   بقیه مطلب + عکس در ادامه....   راستی یادم رفت بگم که روز پنجشنبه خانوم نبی زاده به مامان جونی زنگ زدن و ازشون  خو...
29 شهريور 1391

روز دختر مبارک

  ای بهار آرزوی نسل فردا،دخترم / ای فروغ عشق از روی تو پیدا، دخترم چشم وگوش خویش را بگشا کز راه حسد / نشکند آیینه ات را چشم دنیا، دخترم دست در دست حیا بگذار وکوشش کن مدام / تا نیفتی در راه آزادی از پا، دخترم کوه غم داری اگر بر دوش دل همچون پدر / دم مزن تا می توانی از دریغا، دخترم با مدارا می شوی آسوده دل،پس کن بنا / پایه رفتار خود را بر مدارا، دخترم   روز دختر بر همه دختران خصوصا یسنا جونم مبارکککککک   ...
28 شهريور 1391

دلم گرم خداوندیست....

چه زیبا خالقی دارم  دلم گرم است می دانم  که فردا باز خورشیدی  میان آسمان ، چون نور می آید    شبی می خواندم .... با مهر  سحر می راندم ..... با ناز  چه بخشنده خدای عاشقی دارم  که می خواند مرا ، با آنکه میداند                                             گنه کارم  اگر رخ بر بتابانم  دوباره  می نشید بر سر راهم  دلم را می رب...
20 شهريور 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد